در حال بارگذاری لطفا منتظر بمانید ..
یادگیری و رشد

اعتماد به نفس (1)

اعتماد به نفس (1)

قسمت اول

اعتمادبه‌نفس و شیو­ه­های اصلاح و تقویت آن

 

امروزه نقش اعتمادبه‌نفس و اهمیت آن در پیشرفت افراد در جنبه­های مختلف زندگی برای همه شناخته شده است. هدف‌گزاری، جهت و راه رشد را برای استعدادهای افراد مشخص می­کند و نداشتن هدف یکی از نشانه­های مشخص ضعف اعتمادبه‌نفس است. فردی که به خود اطمینان و اعتماد ندارد هدفی را برای خود مشخص نمی­کند و اگر هم مشخص کند به طور جدی دنبال نمی­کند. اما فردی که اعتمادبه‌نفس کافی دارد هدف را نیروبخش زندگی دانسته و برای رسیدن به آن تلاش می­کند.

 

تعریف اعتماد به نفس:

اعتماد به نفس یعنی اینکه فرد آنقدر به عملکرد خود اطمینان دارد که می­تواند در جهت مصالح فردی و اجتماعی، بدون لغزش گام بردارد. به طور کلی می­توان چنین گفت که اعتمادبه‌نفس یک احساس عمومی یا رویکرد یا نگرشی است که به افراد اجازه می­دهد تا برداشت­های واقعی و در عین حال مثبتی از خود و موقعیت­هایشان داشته باشند. داشتن اعتمادبه‌نفس به این معنی نیست که افراد قادر به انجام هر کاری باشند. افراد برخوردار از اعتمادبه‌نفس دارای انتظارات واقعی هستند و حتی اگر بعضی از انتظارات آنها برآورده نشود، ضمن ریشه­یابی علت آن، برداشت مثبت از خودشان را ادامه داده و خود را قبول دارند. با توجه به این تعریف می­توان چنین نتیجه گرفت که اعتمادبه‌نفس واقعی دارای سه رکن است:

1 – ارزش بدون قید و شرط: به این معنی که همه مردم یکسان و غیرقابل مقایسه بوده و به عنوان یک انسان ارزشمند هستند.

2 – دوست داشتن بدون قید و شرط: کودکان دارای اعتمادبه‌نفس، در خانواده­هایی بزرگ می­شوند که آنها را به خاطر خودشان دوست دارند. این خانواده­ها به زندگی فرزندانشان علاقمند هستند، به آنها احترام می­گذارند، آنها را برای رسیدن به اهداف عالی حمایت کرده و با وضع محدودیت­های مناسب از آنها مراقبت می­کنند.

3 – رشد کردن: هنگامی که به طور سازنده و مفیدی زندگی می­کنیم، تصمیمات معقولی می­گیریم و ویژگی­های ارزشمندی را در خودمان رشد می­دهیم، احساس بهتری نسبت به خودمان داریم. این رشد روانی و معنوی، ارزشمندی ما را تغییر نمی­دهد بلکه به ما کمک می­کند تا رضایت بیشتری از خودمان داشته باشیم.

بنابراین با توجه به این تعاریف، وقتی اعتمادبه‌نفس بالا باشد:

1 – از زندگی احساس رضایت دارید.

2 – در روابط خود احساس قدرت و سلامت می­کنید.

3 – اهدافی برای خود معین کرده و به آنها دست می­یابید.

4 – در مسیر ناهموار زندگی قدم­های بلند برمی­دارید.

5 – برای غلبه بر مشکلات به خودتان اطمینان دارید.

 

 

 

اما وقتی اعتمادبه‌نفس پایین دارید:

1 – احساس می­کنید که شرایط زندگی خارج از اختیار شماست.

2 – در احساس استرس غرق هستید.

3 – از درگیری­های زندگی پرهیز می­کنید.

4 – انتظار شکست را دارید و به این مهم خواهید رسید.

 

نحوه شکل­گیری و رشد اعتمادبه‌نفس

هر انسانی بر اساس ملاک­هایی که در اختیار دارد، همواره خود را مورد ارزیابی قرار داده و میزان کارآیی، موفقیت، توانمندی و ارزشمندی خود را تعیین می­کند و بدین ترتیب جایگاهی که به خود می­دهد، درجه اعتماد به نفس او را مشخص می­کند. عوامل متعددی در فرآیند شکل­گیری اعتمادبه‌نفس موثرند که در این مقاله به مهم­ترین آنها به شرح ذیل اشاره می­شود:

1 چگونگی پاسخ به نیازهای کودک:

تشخیص به موقع نیازهای کودک (نیازهای جسمی و روانی) و پاسخ به موقع و متعادل به آنها در رشد اعتماد به نفس او بسیار موثر است. در این صورت والدین به ویژه مادر به عنوان افراد قابل اعتماد و صادق در ذهن کودک جای می­گیرند و در نقش یک الگوی مداوم برای هدایت ابعاد فکری، عاطفی و رفتاری او عمل می­کنند و به دنبال آن ویژگی­هایی مانند اعتماد، نظم، تعادل، صداقت و محبت در او رشد می­کنند اما والدینی که در تشخیص به موقع نیازها و پاسخ به موقع به رفتارهای کودک ناتوان هستند به عنوان افرادی غیرقابل اعتماد در ذهن کودک جای می­گیرند و ویژگی­هایی مانند بی­اعتمادی، افراط و تفریط، خشم و ترس در کودک شکل می­گیرد.

2 برخوردهای مناسب با رفتارهای کودک:

کودک هم چون یک فرد بزرگسال گاه رفتارهای مناسب و سالمی از خود نشان می­دهد و گاهی رفتارهای تخریبی و اشتباه از خود بروز می­دهد. چگونگی برخورد والدین در ایجاد اعتماد به نفس، احساس حقارت، خودبزرگ­بینی و تکبر بسیار موثر است.

3 اعتماد به نفس والدین:

 والدینی که اعتماد به نفس پایینی دارند و خود را با ارزش و توانمند و مثبت ارزیابی نمی­کنند به همان اندازه نیز در ارزیابی­ها فرزندان خود را حقیر و منفی می­شمارند و یا ممکن است برخی از والدین جهت جبران حقارت­ها و شکست­های زندگی خود بدون توجه به علایق و توانایی فرزندان از آنها انتظار بی­جا دارند و یا توقعات ایده­آلیستی دارند. چون فرزندان توان پاسخ­گویی به این انتظارات را ندارند لذا باعث ایجاد اضطراب، افسردگی، ناامیدی و احساس حقارت در آنان می­شوند.

4 سیستم عقاید و افکار:

 نظام اعتقادی انسان یکی از عناصر مهمی است که در ساختار و شکل­گیری و رشد اعتماد به نفس فرد و کسانی که به­دست او تربیت می­شوند دخالت دارد. انسان در دوران رشد و در محیط خانواده، مدرسه و جامعه به یک سری توصیفات از خود می­رسد که بر اساس آن تصویر روانی خود را می­بیند و تحت تاثیر این تعاریف، محیط اطراف خودش را مورد ارزیابی و قضاوت قرار می­دهد. اینکه سیستم باورها و افکار فرد، چه تعریفی از انسان دارد و جایگاه ارزشی او در آن افکار چگونه است، در شکل­گیری مفهوم خود تاثیر فراوانی دارد.

 

چه افکاری در کاهش اعتماد به نفس موثرند؟

همان طور که بیان شد، مجموعه گفته­ها، شنیده­ها و مشاهدات فرد در طول زندگی خود منجر به شکل­گیری فرضیاتی خواهند شد که بعضی از آنها مفید و برخی مضر هستند. در این قسمت، مهم­ترین فرضیاتی که در جریان اعتماد به نفس مداخله کرده و می­توانند تاثیر سوء داشته باشند، مطرح می­شوند:

1 این فرض که "من همیشه باید از طرف فردی که در زندگی­ام مهم است دوست داشته شوم یا مورد تایید قرار گیرم".

این فرض یک هدف کمال­گرایانه است. دیدگاه درست این است که ما استانداردهای شخصی و ارزش­هایی را در خود یا فرزندمان پرورش دهیم که کاملا وابسته به تایید دیگران نباشد. والدینی که به فرزند خود می­گویند: “درس بخوان تا جلوی دیگران آبرویمان نرود” زمینه­های وابستگی فکری به دیگران را ایجاد می­کنند. ما باید بیاموزیم که ارزش درس یا رفتار درست برای خودمان مهم باشد به عنوان مثال “درس بخوان تا بتوانی موفق شوی و احساس بهتری داشته باشی”.

2 این فرض که "من باید در تمام حیطه­های زندگی­ام فردی توانمند و لایق باشم".

این فرض ارزش فرد را تنها به پیشرفت او می­داند. موفقیت در کارها ما را باارزش نمی­سازد و تنها می­تواند برای ما رضایت­بخش باشد. اگر قرار بود که زمینه­های مادی یا علمی و... برای افراد اعتماد به نفس به ارمغان بیاورد پس هیچ فرد تحصیل‌کرده یا ثروتمندی نباید دچار مشکل می­شد در حالی که با نگاه سـاده به زندگی برخی افـراد می­توان مشاهده کرد که اعتمادبه‌نفس رابطه­ای با میزان ثروت یا تحصیلات یا موقعیت­های اجتماعی ندارد و صرفا حاصل خودباوری و احترام به خود می­باشد.

3 این فرض که "گذشته و دوران کودکی­ام برایم خیلی مهم است و احساسات و رفتارهای فعلی­ام را کنترل می­کنند".

این نکته درست است که پایه­ریزی اعتمادبه‌نفس در کودکی است و در همان دوران نیز ما در رابطه با عوامل بیرونی بیشتر آسیب­پذیر هستیم، اما با افزایش رشد به تدریج از تاثیر این عوامل آگاه شده و می­توانیم عواملی را که در زندگی­مان تداوم دارند مشخص کنیم.

 

تهیه ­کننده: مژده پورحسین

کارشناس ارشد مشاوره

شماره نظام روان شناسی و مشاوره : 5568 – 1 – 89

 

 

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید

نام را بصورت صحیح وارد نمایید!
ایمیل را بصورت صحیح وارد نمایید!
متن نظر را وارد نمایید!