در حال بارگذاری لطفا منتظر بمانید ..
یادگیری و رشد

چگونه اعتماد به نفس را در کودکمان افزایش دهیم؟

چگونه اعتماد به نفس را در کودکمان افزایش دهیم؟

اعتماد به نفس چیست ؟

اعتماد به نفس فکرها یا احساس­هایی است که یک کودک درباره خودش دارد و باعث می­شود که کودک کار خودش را دوست داشته باشد و به خودش و به آنچه انجام می­دهد، باور داشته باشد. اعتماد به نفس به معنی غرور و خودپسندی نیست و به این معنا نیست که کودک هیچ عیبی ندارد و بدون کمک دیگران می­تواند هر کاری را انجام دهد.

  • کودکی که اعتماد به نفس بالایی دارد از این ویژگی­ها برخوردار است :
  • باور دارد که خوب و دوست داشتنی است.
  • احساس آرامش می­کند و برای خودش احترام قائل است مثلا «من با استعداد هستم»، «من خوبم».
  • ذهنی زنده و خلاق دارد.

 

  • کودکی که اعتماد به نفس پایینی دارد از این ویژگی­ها برخوردار است :
  • وقتی در کارهایش اشتباه می­کند بسیار عصبانی و خشمگین می­شود و ممکن است نتواند برای چیزهای جدید تلاش کند.
  • به طور منفی درباره خودش صحبت می­کند مثلا اینطور می گوید : «من احمقم»، «من هرگز یاد نمی­گیرم که چطور این کار رو انجام بدم»، «هیچ کس به من توجه نمی کنه».
  • ممکن است در بازی­هایش تقلب کند (زیرا فکر می­کند که باید حتما برنده شود)
  • ممکن است لاف بزند، دیگران را مسخره کند، شکایت و غرغر کند، خشونت فیزیکی و زبانی نشان دهد، همیشه معذرت خواهی می­کند، قادر به تصمیم گیری و حل مسئله نیست و ... .

 

5 نیاز بنیادین موثر در شکل­گیری هیجان­های سالم در کودک نوجوان

نیاز اول: نیاز به دلبستگی ایمن با دیگران

اگر والدین :

  • پیش­ بینی­ پذیر (ثبات خلقی والدین) 2- پاسخگو 3- در دسترس باشند، بچه دلبستگی ایمن خواهد داشت. به دلیل مسائل اضطراب غریبه، توصیه می­شود در 2 سال اول زندگی کودک، از ترک کردن او به مدت طولانی اجتناب شود.

 

  • اگر نیاز به دلبستگی توام با احساس امنیت برآورده نشود این افکار مخرب شکل می­گیرد:
  • بی اعتمادی و بدرفتاری (دیگران به من دروغ خواهند گفت و از من سود و منفعت می­برند، نزدیکانم روزی من رو طرد می­کنن و تنها می­زارن، قبل از اینکه کسی به من بزنه من باید براش نقشه بکشم).
  • رهاشدگی (هر لحظه ممکنست آدمهای مهم زندگی من بمیرند یا من را رها کنند و به یک نفر دیگر علاقمند شوند).
  • محرومیت هیجانی (فرد فکر می­کند که از حمایت هیجانی خوبی برخوردار نبوده است).
  • انزوای اجتماعی و بیگانگی (من وصله ناجور هستم و به هیچ گروهی تعلق ندارم پس تنها و منزوی باشم بهتر است).
  • نقص و شرم (من آدم ناقصی هستم که از وجود خودم شرمگینم و بی ارزش هستم).

 

نیاز دوم: نیاز به استقلال، کفایت و هویت (توانایی فرد برای جدا شدن از خانواده و عملکرد مستقل)

چگونه نیاز به استقلال، کفایت و هویت تامین نمی­شود؟

1- حمایت و توجه افراطی (یک مادر وسواسی به بچه اجازه نمی­ده که غذا رو بدون کثیف کاری بخوره یا گل بازی کنه یا خودش بند کفشش رو ببنده)

2- عدم توجه لازم

  • وقتی نیاز به استقلال و کفایت به طرز مناسبی تامین نمی­شود این افکار مخرب شکل می­گیرد:
  • فکر بی­کفایت بودن (من قادر به مراقبت از خودم نیستم، نمی­توانم به تنهایی تصمیم­های مهم زندگی­ام را بگیرم، درآمدی کسب کنم).
  • شکست (من می­دونم که تمام کارهام به شکست ختم می شه).
  • وابستگی (نیاز به یک حامی بسیار قوی دارم و بدون دیگران هیچم).

 

نیاز سوم: آزادی در بیان هیجان­ها و نیازهای سالم

  • بچه ها نیاز دارند که هیجان­ها و نیازهای سالمشون رو بیان کنند.
  • در چه شرایطی بچه احساس­ها و افکارش را بیان نمی­کند:

1 – در خانواده­های سخت­گیر و دیکتاتور

2 – در خانواده­هایی که همیشه محور، دیگران هستند (همسایه ناراحت نشه، زشته، اونوقت فکر می­کنن که ...، سر زبون مردم می افتیم).

 

  • وقتی نیاز به آزادی در بیان هیجان­ها به طرز مناسبی تامین نمی­شود این افکار مخرب شکل می­گیرد:
  • اطاعت: افراد مطیعی که همیشه گوش به فرمان دیگرانند، ناگهان خشمگین می­شوند یا خشم خود را درون­ریزی کرده و دچار بیماری­های روان­تنی می­شوند.
  • ایثار: من باید خودم را فدای دیگران کنم.
  • پذیرش­جویی و جلب توجه: نظر دیگران از نظر خودم مهم­تر است (نیاز مبرم به دریافت تایید و توجه از سوی دیگران).

 

 نیاز چهارم: پذیرش محدودیت­های واقع­بینانه

بچه نیاز داره که یکسری محدودیت­هایی رو داشته باشه به منظور:  

  • یادگیری رعایت حقوق دیگران و همکاری کردن با مردم
  • یادگیری به تعویق انداختن خواسته­های فوری برای رسیدن به اهداف بزرگتر

 

  • این نیاز در چه خانواده­هایی درست تامین نمی­شود؟

در خانواده­های سهل گیر و بیش از حد مهربان

 

  • وقتی نیاز به پذیرش محدودیت­های واقع­بینانه به طرز مناسبی تامین نمی­شود این افکار مخرب شکل می­گیرد:
  • خود بزرگ منشی (من از دیگران بالاترم)
  • بی انضباطی

 

نیاز پنجم: نیاز به تفریح و سرگرمی

  • والدینی که سرشان شلوغ است یا سخت­گیر هستند و اعتقادی به سرگرمی و بازی کودک ندارند این نیاز را تامین نمی­کنند «بازی و تفریح رو بزار برای بعد».
  • وقتی نیاز به تفریح و سرگرمی به طرز مناسبی تامین نمی­شود این افکار مخرب شکل می­گیرد:
  • بدبینی
  • کمال گرایی
  • تنبیه
  • بازداری هیجانی

 

تهیه­کننده: مژده پورحسین

کارشناس ارشد مشاوره

شماره نظام روان شناسی و مشاوره : 5568 – 1 – 89

 

 

بخش دوم:

نحوه صحیح تشویق در سبک عشق بدون قید و شرط:

(فرزند پروری مشروط)

اینگونه نگویید

(فرزند پروری بدون شرط)

اینگونه بگویید

من این روشی که انجام می‌دهی را دوست دارم.

چیزی نگویید (تنها توجه نشان دهید)

نقاشیت خیلی قشنگه، خیلی ازش خوشم اومد.

به جای ارزیابی آنچه می‌بینید، آن را توصیف کنید.

واقعا کمک کردی.

تاثیر رفتار او را بر روی دیگران توضیح می‌دهید:

«میز رو واسه من چیدی؟ حالا راحت­تر آشپزی  می­کنم»

خیلی انشای خوبی نوشتی.

از او بخواهید تفکر کند: « چطوری به این نتیجه رسیدی که برای جذاب شدن انشا اینطوری بنویسی؟»

آفرین علی! کار عالی کردی که به دوستت هم دادی.

به جای قضاوت کردن، سوال کنید: «چی شد تصمیم گرفتی خوراکیتو به دوستت بدی؟ درحالیکه مجبور نبودی».

 

 

زبان اعتماد به نفس چیست؟

زبان اعتماد به نفس وسیله­ای است که پدر و مادر به کار می­برند تا خودباوری و عزت نفس را در کودک بوجود بیاورند. برای استفاده از «زبان اعتماد به نفس» والدین می­توانند این سه مرحله را به کار ببرند:

مرحله اول - رفتار کودکتان را توصیف کنید:

  • رفتار کودکتان را از شخصیت او جدا کنید و به جای برچسب زدن (خوب یا بد بودن)، فقط رفتار او را توصیف کنید.
  • باید بین ارزش کودک و رفتار او تفاوت قائل شوید.
  • فرزند شما اگر کار خوبی انجام دهد یا اگر کار بد و ناشایستی انجام دهد، در هر صورت «خوب و دوست داشتنی» است، چون وجود دارد و برای شما یک موجود ویژه و مهم است.

مرحله دوم به فرزندتان بگویید که کار او چه تاثیری روی شما می­گذارد:

  • بهتر است به فرزندتان بگویید که به چه دلیل از او می­خواهید تا کاری را انجام دهد و عکس العملتان را نسبت به رفتار او بگویید.
  • احساس لذت، ناراحتی، خوشحالی، مخالفت، عصبانیت یا تشکر خودتان را به فرزندتان بگویید (وقتی دیر می­رسی خونه و به من زنگ نمی­زنی خیلی نگران می­شم/ خیلی خوشم می­یاد وقتی می­بینم جوراب­هاتو گذاشتی توی کمدت).

مرحله سوم به احساس فرزندتان توجه کنید و احساس او را بگویید:

  • فرقی نمی کند که فرزندتان در انجام کاری موفق شود یا نشود بلکه آنچه مهم است این است که شما سعی و تلاش او را قدردانی و تشویق کنید.
  • هر چند که بخاطر کار اشتباه و نامناسب کودکتان به او تذکر می­دهید، ولی به احساس خود او نیز توجه کنید و احساسش را در مقابل خود او بازگو کنید (نمره ریاضی تو اونطور که دلت می­خواست نشده اما با این حال خیلی تلاش کردی (توجه کردن به خود کودک)/ می دونم که دوست داشتی بعد از مدرسه با دوستات بازی کنی (توجه کردن به کودک) اما خوشحالم که خونه می­مونی تا وقتی من میرم دندانپزشکی، مواظب خواهرت باشی).

 

تهیه­کننده: مژده پورحسین

کارشناس ارشد مشاوره

شماره نظام روان شناسی و مشاوره : 5568 – 1 – 89

 

بخش سوم:

چگونه والدین با صحبت کردنشان، اعتماد به نفس کودکشان را از بین می­برند؟

گاهی والدین ناخواسته و ناخودآگاه خطاهای زیر را انجام می­دهند و به این شکل اعتماد به نفس را در فرزندشان از بین می­برند:

خطای 1 – تعمیم دادن

خطای 2 – رفتار خاموش

خطای 3 – ترساندن و تهدید کردن

خطای 4 – برچسب زدن منفی

 

معجزه­ای به نام هنر برای کودکان

بازی هایی برای تقویت اعتماد به نفس و کاهش خجالت کشیدن:

  • بازی گویندگی اخبار
  • بازی مصاحبه تلویزیونی
  • بازی نمایش عروسکی
  • چه کسی می­تونه اون یکی رو بخندونه
  • بازی چشم تو چشم
  • معلم بازی
  • بازی تظاهر به دانستن

 

  • کودک به عنوان یک انسان حق دارد که در تکالیف یا رفتارهایش اشتباه کند و لزومی ندارد که تمام کارها را کامل و درست انجام دهد. آنچه مهم است این است که بعد از اشتباه کردن، تلاش کند تا اشتباهش را جبران کند:
  • من بعضی وقت­ها که می­خوام کارهای جدیدی انجام بدم اشتباه می­کنم.
  • خیلی جالب و خوبه که در مدرسه چیزهای جدید یاد می­گیرم.
  • بعضی وقت­ها من نمی­تونم اسم کلمه­ها رو درست بنویسم.
  • وقتی دوستم توپ رو سمت من پرت می­کنه ممکنه من توپ رو زمین بندازم و نتونم اون رو بگیرم.
  • وقتی توی کارهام اشتباه می­کنم می­تونم یک لحظه صبر کنم، بعد یک نفس عمیق میکشم و بعد دوباره تلاش می­کنم تا اون کار رو انجام بدم.
  • بعضی وقت­ها که معلمم از من سوال می­پرسه من ممکنه جواب سوالها رو ندونم.
  • وقتی جواب سوالی رو بلد نیستم، می­تونم از معلمم کمک بگیرم تا منو راهنمایی کنه.
  • وقتی کار اشتباهی انجام میدی، نباید جیغ و داد بکشی یا وسایل رو بشکونی.
  • پس من می­تونم کارهای زیاد جدیدی رو توی مدرسه با دوست­هام انجام بدم.
  • وقتی که برای انجام دادن یک کاری دوباره تلاش می­کنم یا از معلمم کمک می­گیرم، یاد می­گیرم که کارهای جدید رو بهتر انجام بدم.

 

تهیه­کننده: مژده پورحسین

کارشناس ارشد مشاوره

شماره نظام روان شناسی و مشاوره : 5568 – 1 – 89

 

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید

نام را بصورت صحیح وارد نمایید!
ایمیل را بصورت صحیح وارد نمایید!
متن نظر را وارد نمایید!