در حال بارگذاری لطفا منتظر بمانید ..
یادگیری و رشد

زیرآب زنی و آموزش مقابله با آن در سازمان (1)

زیرآب زنی و آموزش مقابله با آن در سازمان (1)

-زیرآب زنی چیست؟

ریشه واژه زیرآب‌زنی به دوران قدیم برمی‌گردد که در خانه‌های قدیمی، چندین خانواده در کنار هم زندگی می‌کردند. بعضی از خانواده‌ها به منظور آزار و اذیت طرف مقابل، دریچه آب سالم و ذخیره دیگر همسایگان را باز کرده و از این طریق تمام آب تمیز همسایه مقابل از بین می‌رفت. در حقیقت با این کار زیرآب حوض طرف مقابل را کشیده و تمام آب ذخیره را هدر می‌دادند. این واژه از همان زمان مطرح شد و تا امروز هم در دیالوگ های روزانه بین مردم وجود دارد به گونه‌ای که اگر فردی بخواهد منافع شخص دیگری را از بین ببرد در اصطلاح زیرآبش را می‌زند. اصطلاح زیرآب زنی در فرهنگ عامیانه مردم ایران وجود دارد و نمی‌توان برای آن معادل انگلیسی دقیقی بیان نمود. براساس بررسی‌های انجام شده می‌توان زیرآب‌زنی را معادل واژه Backstabbing درنظر گرفت؛ اگرچه که معنای Backstabbing، در ظاهر از پشت خنجر زدن است؛ اما معنای اصطلاحی آن در فرهنگ واژگان آکسفورد، تلاش برای بی اعتبارکردن یک فرد با استفاده از ابزارهایی مانند کنایه، اتهام و مانند آن است.

باتوجه به اینکه یکی از دلایل زیرآب‌زنی، تغییر نظر بالا دستی در مورد فرد مورد هدف و به دست آوردن منفعت شخصی است، می‌توان زیرآب‌زنی را نوعی رفتار انحرافی سیاسی (پرخاشگرانه) قلمداد کرد. رفتارهای انحرافی سیاسی شامل رفتارهای انحرافی سیاسی پنهان، رفتارهای انحرافی سیاسی کنشی و واکنشی هستند. رفتارهای انحرافی پنهان، رفتارهای حیله‌گرانه و پنهانی را شامل می‌شوند و به گونه‌ای طراحی می‌شوند که بیشترین ضربه را به افراد مورد مقصود وارد سازند و شامل نوشتن نامه‌های مهر و موم شده بی‌نام، بدگویی‌های مخرب و دروغ‌گویی می‌شوند. از آنجا که رفتار زیرآب‌زنی در غیاب فرد مورد هدف صورت می‌گیرد و فرد از آن آگاهی ندارد، پس می‌توان آن را بخشی از رفتار انحرافی سیاسی پنهان دانست. زیرآب‌زدن، رفتاری پنهانی است و ممکن است که در غیاب فرد مورد هدف انجام و در جهت تلاش برای تخریب شهرت یا شغل فرد مورد هدف، یا ایجاد زیان‌هایی برای او صورت گیرد. شخص زیرآب‌زن بیشتر این اقدام‌ها را زیر نقاب دوستی پنهان می‌کند و در همان زمان، بدون اطلاع فرد قربانی، او را مورد هدف قرار داده و به او ضربه وارد می کند؛ بنابراین، این عمل در غیاب فرد صورت می‌گیرد. در محیط‌های اداری، هرگاه فردی بکوشد تا با بیان برخی از واقعیت‌ها، به گونه‌ای که بیشترین اثر تخریبی را داشته باشد، دیدگاه مقام بالا دستی یا سایر همکاران را در مورد یک فرد یا یک گروه تخریب نماید، مرتکب به زیرآب‌زنی شده است. متاسفانه فرد زیرآب زن برای رسیدن به اهداف و منافع شخصی خود به جای رقابت سالم و پیمودن مسیر ترقی و پیشرفت شغلی (زیرا اکثر این افراد شایستگی و توانایی ذاتی برای پیشرفت را ندارند)، به اینگونه رفتارهای پرخاشگرانه و غیر اخلاقی در محیط کار روی آورده و تلاش می‌کند که با ناموفق جلوه دادن عملکرد همکاران در منظر مقامات تصمیم‌گیر، ذهنیت آنان را در جهت منافع خود تغییر داده و خود را لایق و شایسته جلوه دهند.

2-ویژگی‌های افراد زیرآب‌زن در سازمان:

بعضی از خصوصیات افرادی که به رفتارهای زیرآب‌زنی روی می‌آورند عبارتند از:

  • افراد زیرآب‌زن معمولا دوگانگی یا چندگانگی رفتاری دارند و بنابر موقعیت و منافع خود ویژگی خاصی را به نمایش می‌گذارند.
  • آنان در مقابل مافوق به صورت اغراق آمیز محبت و فروتنی می‌کنند تا در فرصت مناسب امتیاز بگیرند.
  • زیرآب‌زن‌ها معمولا برای حفظ منافع مادی و موقعیتی خود تمایل و اشتیاق دارند از پلکان ارتقا و ترقی بالا روند و برای آنها اهمیتی ندارد که پا بر دوش چه کسانی می‌گذارند و چه کسانی را در این مسیر له می‌کنند.
  • بسیار لفاظ، چرب زبان و پرچانه هستند.
  • این افراد با اشخاص شایسته، کارآمد و صادق سازمان درگیر هستند و به دنبال شرایطی هستند که زیر پای آنان را خالی و یا آنان را به انزوا بکشانند.
  • معمولا برای حفظ جایگاه خود و یا رسیدن به موقعیت بالا در سازمان در مقابل صاحبان مقام و قدرت ادعا دارند که طرح‌های نو و خلاق دارند و گاه مدیریت را در جهت اهداف خود متقاعد می‌سازند.
  • معمولا تمایل دارند مدیریت را به تقابل با افراد صادق، صمیمی و پرتلاش وادار سازند.
  • با رفتار‌های نمایشی و غیرصادقانه از درون به سازمان ضربه می زنند و دیگران را به کم کاری متهم می‌کنند تا شاید از این طریق بتوانند منافع مادی و جایگاه خود را حفظ نمایند.
  • اگرچه وانمود می‌کنند که دلسوز سازمان هستند ولی هیچ گونه احساس مسئولیتی در قبال سازمان ندارند.
  • در ارائه اطلاعات به مافوق، معمولا به تحریف حقایق می‌پردازند و تا آن جا پیش می‌روند که رضایت مافوق را کسب کنند.
  • زیرآب‌زن‌ها معمولا به دنبال سوژه، موضوع و اخبار تازه در سازمان هستند تا شتاب زده آن را به مافوق برسانند و پاداش و امتیاز بگیرند حتی اگر هم پاداشی در کار نباشد این ویژگی رفتاری را به تکرار نشان می‌دهند.
  • دائم در مقابل مافوق نقش عوض می‌کنند. چهره شاد، بشاش و آماده ایثار آنها ممکن است در مقابل افراد جزء سازمان، بسیار جدی و حق طلب جلوه کند.
  • گاه در مقابل صاحبان قدرت و مقام، احساس بی پناهی و تنهایی کرده و تنها حامی خود را آنان می دانند و جالب است که اگر فرصت و شرایطش پیش آید به راحتی از مافوق فاصله گرفته و به مدیریت جدید می‌چسبند و اظهار خوش خدمتی و صمیمیت می‌کنند.
  • قبل از دیدار صاحبان قدرت (مدیریت) معمولا به سر و وضع خود زیاد توجه می‌کنند و با ظاهری آراسته به تمجید و تحسین شیوه کار و برنامه‌ها می‌پردازند اما به آن چه می‌گویند باور ندارند.
  • دچار نوعی ترس، احساس ناامنی، حقارت و تعارض ارزش هستند و دائم درگیر از دست دادن موقعیت و جایگاه خود هستند و از مکانیسم دلیل تراشی به تکرار استفاده می‌کنند.
  • معمولا تمایل دارند زمان بیشتری را در محیط کار بگذرانند و حاضرند فعالیت‌ها و برنامه‌های خصوصی مدیران را با کمال میل و اشتیاق انجام دهند.

3-علل رفتار زیرآب‌زنی

انواع علل رفتار زیرآب‌زنی در سه نوع فردی، مدیریتی و سازمانی دسته بندی می‌شوند که در ادامه به تفکیک شرح داده می‌شوند.

 1-3-عوامل فردی

عوامل فردی اشاره به ویژگی‌ها و خصوصیات شخصیتی مثل منفعت طلبی، عدم وجود توانایی و شایستگی و غیره دارد. نتایج مطالعات انجام شده در این زمینه، فهرستی از عوامل فردی که در بروز پدیده زیرآب‌زنی تاثیر گذار است ارائه کردند که عبارتند از:

3-1-1-ﺣﺴﺎدت: حسادت یک احساس منفی است که فرد در اثر مقایسه خود با دیگران به کمبودهایش پی می‌برد. فرد حسود از این که می‌بیند دیگران از چیزی لذت می‌برند، رنج برده و حسادت می‌ورزد. در واقع، افراد حسود نمی‌توانند پیشرفت دیگران را ببیند، از این رو، برای کاهش این حس معمولا رو به رفتارهایی مانند زیرآب زنی می‌آورند. به عبارت دیگر، افراد حسود به دلیل کمبودهای ذاتی و اکتسابی در تلاش هستند تا با شیوه‌های سوء و عامدانه، جایگاه همکاران خود را متزلزل سازند و شرایط پیشرفت و ارتقای خود را فراهم سازند.

3-1-2-ﻛﻴﻨﻪﺗﻮزي: یکی از رذایل اخلاقی، کینه است و عبارتست از داشتن دشمنی در دل نسبت به شخصی که به دنبال فرصت مناسب برای ابراز آن است. در واقع، افرادی که اقدام به زیرآب زنی نسبت به همکاران خود می‌کنند با انگیزه‌های مختلفی روی به این کار می آورند. اگر فردی از همکار خود دلخوری داشته باشد یا در حالتی بدتر دشمنی داشته باشد، این امر انگیزه لازم را برای زیرآب زدن فرد فراهم می‌آورد و همواره منتظر فرصتی است تا علیه فرد کاری انجام دهد.

3-1-3-ﻣﺎﻛﻴﺎوﻟﻴﺴﻢ ﺑﺎﻻ: شخصیت ماکیاولی افرادی هستند که توانایی نفوذ و تسلط بر دیگران را دارند. افراد با ویژگی ماکیاولی بالا، از لحاظ شخصیتی کاملا متفاوت و متمایز از افراد دیگر رفتار می‌کنند، در روابط چهره به چهره، چانه زنی، مناظره و متقاعد سازی موفق‌تر هستند، تمایل به برد دارند و توجه اساسی آن ها وظیفه و کاری است که باید انجام بدهند و نه چیز دیگر. در همین راستا، آنها برای انجام وظیفه خود از افراد تحت سلطه خود برای رسیدن به هدف به عنوان یک ابزار استفاده می‌نمایند. درواقع، چنین افرادی از بکارگیری هیچ ابزاری حتی تخریب چهره دیگران دریغ نمی‌کنند.

3-1-4-منفعت طلبی: فرضیه منفعت طلبی بیان می‌کند که منافع شخصی، هدایت کننده رفتار افراد است و زمانی که منافع شخصی اشخاص اقتضا می‌کند، افراد از خود رفتارهای منفی همچون دروغ گویی بروز می‌دهند. در محیط‌های سازمانی این منافع بیشتر به گرفتن سمت، مقام یا گرفتن پاداش اشاره دارد و توجیه مناسبی برای رفتار زیرآب‌زنی است.

3-1-5-ﻋﺪم وﺟﻮد ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ و ﺷﺎﻳﺴﺘﮕﻲ ﻻزم در  ﻓﺮد زﻳﺮآب زن: شایستگي‌ها مجموعه‌اي از دانش، مهارت‌ها، ویژگي‌هاي شخصیتي، علایق، تجارب و توانمندي‌ها در یک شغل یا نقش خاص است که موجب مي‌شود تا فرد در سطحي بالاتر از حد متوسط در انجام وظیفه و ایفاي مسئولیت خویش به موفقیت دست یابد. افرادی که اقدام به زیرآب‌زنی می‌کنند در واقع، به این باور رسیده‌اند که توانایی رسیدن به سمت و مقام‌های بالاتر را بر اساس توانایی‌های خود ندارند. در نتیجه، سعی می‌کنند تا به هر شیوه‌ای که شده، به مقام و جایگاه بالاتر دست پیدا کنند. این گونه افراد از اینکه ببینند، همتایانشان پیشرفت کنند دچار یاس شده و از پسروی و درجا زدن آن ها احساس آرامش می‌کنند.

3-1-6-ﻧﺪاﺷﺘﻦ اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﻛﺎﻓﻲ: اعتماد به نفس پایین نیز یکی از دلایل فردی روی آوردن به زیرآب‌زنی است. اعتماد به نفس یکی از شرایط روانی است که شخص در آن بخاطر تجربه‌های قبلی، به توانایی‌ها و استعدادهای خود در موفقیت انجام کارها به‌طور موفقیت‌آمیز اعتماد و باور دارد. افرادی که نسبت به توانایی های خود اعتماد به نفس پایینی دارند، برای اینکه خود را در حاشیه امن نگه دارند، دست به تخریب افراد توانمندتر از خود می‌زنند؛ درحالیکه، افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند، سعی می‌کنند تا ترقی و پیشرفت را در قابلیت هایشان جسجو کنند نه در تخریب دیگران.

3-1-7-هوش هيجانی يا هوش ارتباطی بسيار پايين: افراد با هوش در جامعه سعی می‌کنند جایگاه خود را با موقعيت‌های تحصيلی و نشان دادن توانمندی شغلی، بالا بکشند و نيازی ندارند با تخريب ديگران به ظاهر پيشرفت کنند. افراد زيرآب‌زن اغلب نقطه ضعف و اشتباه‌های حتی اندك ديگران را بزرگ می‌کنند و همه جا، به ويژه نزد مديران خود در مورد مشکل ديگران به اغراق و تفصيل سخن می گویند.

2-3- عوامل مدیریتی

یکی دیگر از عوامل، علل مدیریتی است. علت این امر نقش و اهمیتی است که مدیران می‌توانند در افزایش و کاهش این رفتار داشته باشند. مدیران و رهبران یک سازمان یکي از عوامل اثرگذار بر رفتارهاي اعضاي سازمان هستند که ارزش‌ها و هنجارها را تعریف کرده و تصویري از سازمان ارائه مي‌دهند. رهبران در نحوه و میزان اعتماد در سازمان، ایجاد احترام متقابل، تشخیص و اصلاح مشکلات، مدیریت تضادها و ارتباطات و رفتارهای انحرافی و در پرداخت پاداش‌ها یا ارائه تنبیهات نقش موثري دارند. در اقتصاد، قانونی وجود دارد که بیان می‌کند «تا تقاضایی نباشد عرضه‌ای هم به وجود نمی‌آید». حال اگر در تشکیلات مدیریتی تقاضا و اشتیاقی برای شنیدن سخنان افراد زیرآب‌زن وجود نداشته باشد، خود به خود این افراد و رفتارهای ناشایست از تشکیلات اداری طرد می‌شود ولی متاسفانه اقلیتی از مدیران از این گونه افراد و رفتارهایشان استفاده کرده و به آن بها می‌دهند و خواسته یا ناخواسته سبب می‌شوند تا زیرآب‌زنی رواج پیدا کند. بنابراین، رو در رو کردن و عدم تمایل مدیر به شنیدن صحبت‌های افراد زیرآب‌زن می‌تواند باعث از بین رفتن این گونه رفتارها در سازمان شود. مدیران با ویژگی‌هایی که در ادامه به آنها پرداخته می‌شود، باعث ایجاد و شایع شدن رفتارهای زیرآب زنی در محیط کار می‌شوند. 

3-2-1- ﻣﺪﻳﺮان دﻫﻦﺑﻴﻦ و ﺳﻄﺤﻲﻧﮕﺮ: دهن بین به فردی گفته می‌شود که خوش باور است و به گفتار مردم بدون تحلیل و ارزیابی ترتیب اثر می‌دهد. اینگونه افراد برای خود نظام باور مستقل ندارند و جهان‌بینی و ایدئولوژی آنها بر اساس تفکر و اندیشه صحیح شکل نگرفته است. چنین افرادی معمولا نظرشان، نظر آخرین فردی است که از اتاقشان خارج شده است. وقتی مدیری دارای چنین ویژگی باشد، به هر حرفی که فرد در مورد دیگران و همکاران خود بزند، بدون تحقیق و تفحص ترتیب اثر داده و به سرعت در مورد فرد قربانی قضاوت می‌کند.

3-2-2- ﺣﻤﺎﻳﺖ و ﻫﻤﺮاﻫﻲ ﻣﺪﻳﺮ ﺑﺎ اﻓﺮاد زﻳﺮآب زن: مدیرانی که خودشان توانایی و شایستگی کافی ندارند یا در بدترین حالت خودشان از راه زیرآب‌زدن به مقام و جایگاه رسیده‌اند، سعی می‌کنند افرادی را استخدام کنند که اطلاعات را از زیر مجموعه خود جمع آوری کرده و به آنها گزارش دهند. در واقع، چنین مدیرانی همواره ترس از توطئه و از دست دادن مقام و موقعیت خود دارند به همین دلیل، سعی می‌کنند تا به هر شیوه‌ای که شده، آن را حفظ کنند. علاوه بر این، برخی از مدیران برای اینکه اوضاع را تحت کنترل خود داشته باشند و آگاهی لازم از اینکه هر کسی از زیر مجموعه‌شان چه کاری انجام می‌دهد را داشته باشند، از افرادی که در مورد دیگران حرف می‌زنند، حمایت می‌کنند. در واقع، چنین مدیرانی به‌جای استفاده از سبک‌های درست مدیریتی جهت کنترل و تسلط بر امور از شیوه‌های غیراخلاقی استفاده می‌کنند و همین امر، زمینه ساز افزایش این رفتار در سازمان می‌شود.

3-2-3-رﻓﺘﺎر ﻧﺴﻨﺠﻴﺪه و ﺗﺒﻌﻴﺾآﻣﻴﺰ ﻣﺪﻳﺮ: یکی دیگر از عواملی که می‌تواند زمینه ساز زیرآب‌زنی شود، چگونگی رفتار مدیران با کارکنان است. در واقع، در برخی از سازمان‌ها ممکن است که مدیر به صورت ناخواسته با عده‌ای رفتار بهتر داشته باشد و با عده‌ای دیگر خیر. در چنین حالتی، ممکن است افرادی که مورد بی توجهی قرار گرفته‌اند، برای اینکه بتوانند به مدیر نزدیک شده و توجه او را به خود جلب کنند، سعی در تخریب چهره‌های افرادی داشته باشند که به نوعی با مدیر رابطه بهتری دارند تا بتوانند جایگاه خود را محکم کنند.

3-2-4-ﻧﺪاﺷﺘﻦ ﻛﺎﻧﺎلﻫﺎي ارﺗﺒﺎﻃﻲ ﻋﻠﻤﻲ و ﻓﻨﻲ ﺑﺮاي درﻳﺎﻓﺖ اﻃﻼﻋﺎت: یکی دیگر از دلایلی که ممکن است، مدیران تمایل داشته باشند تا از راه افراد زیرآب‌زن اقدام به جمع آوری اطلاعات از زیر مجموعه خود کنند و زمینه سازی مناسبی برای اقدام‌های این گونه رفتارها را فراهم آورند، نداشتن کانال‌های ارتباطی علمی و فنی برای دریافت اطلاعات است.

3-2-5-آﮔﺎﻫﻲ ﻛﻢ ﻣﺪﻳﺮ از ﺷﺎﻳﺴﺘﮕﻲﻫﺎي ﻛﺎرﻛﻨﺎن: عدم شناخت مدیر از ویژگی‌های افراد زیر مجموعه و توانایی‌ها و شایستگی‌های آنان، زمینه و شرایط زیرآب زدن افراد را فراهم می‌کند.

3-2-6-آﺷﻨﺎﻳﻲ ﻛﻢ ﻣﺪﻳﺮان ﺗﺎزه وارد ﺑﺎ اﻓﺮاد ﺳﺎزﻣﺎن: مدیرانی که تازه وارد سازمان می‌شوند و شناخت کافی از کارکنان و توانایی‌هایشان ندارند، معمولا به حرف‌های افراد زیرآب‌زن زیاد توجه می‌کنند.

3-3-عوامل سازمانی

سومین عامل موثر بر رواج یافتن رفتارهای زیرآب‌زنی، عوامل سازمانی هستند که اشاره به سیاست‌ها و شرایط حاکم بر سازمان دارد و می‌تواند زمینه زیرآب‌زنی را فراهم آورد. این عوامل سازمانی عبارتند از:

3-3-1- ﻋﺪم ﺷﺎﻳﺴﺘﻪﺳﺎﻻري در ﺳﺎزﻣﺎن: منظور از شایسته سالاری در نظرگرفتن تخصص، تعهد، تجربه، مهارت و توانایي افراد و منظور از ناشایسته سالاری، درنظرگرفتن وابستگي‌هاي خاص مثل روابط فردي و خانوادگي، قومیت، نژاد، زبان مشترک، باند و رابطه بازي و حتي منزلت اجتماعي و طبقاتي افراد در انتخاب برای شغل‌ها است. وقتی کسی به عنوان سمتی انتخاب می‌شود که شایستگی آن را ندارد، بالطبع وابسته به زیرآب‌زنی می‌شود چراکه شایستگی آن جایگاه را ندارد و به دلیل نداشتن توانایی‌های لازم، مجبور است که یک عده از زیردستانش را زیرآب زن پرورش دهد تا بتواند جایگاه خود را که دارای قدرت و امتیاز است، حفظ نماید. در نتیجه، آن مدیر به دلیل نداشتن شایستگی مدیریت و به جای اینکه جلوی افراد زیرآب زن را بگیرد و اگر کسی که زیرآب زنی می‌کند را به سزای اعمالش برساند، در میان همکاران جاسوس و زیرآب‌زن پرورش می‌دهد و اتفاقا زیرآب زن در آن سازمان از امتیازهای ویژه‌ای برخوردار خواهد شد.

3-3-2-ﻧﺒﻮد ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ اﺧﻼﻗﻴﺎت: فرهنگ سازمان نیز از عوامل اثرگذار بر زیرآب‌زنی است. فرهنگ شامل الگوي شکست‌ها و موفقیت‌هاي سازماني، تاریخچه سازمان و سیاست‌هاي آن است. فرهنگ باید به افراد هویت‌هاي سازماني دهد، امکان مشارکت افراد را فراهم کرده و چگونگي ابراز احساسات، واکنش و توجه افراد را در سازمان هدایت نماید. بنابراین، در سازمان‌هایی که جو فرهنگ آنها مبتنی بر رعایت اصول و اخلاق است، در بروز رفتارهای انحرافی مانند زیرآب‌زنی نقشی نخواهند داشت. اما اگر فرهنگ سازمان به گونه‌ای شکل گرفته باشد که این گونه رفتارها در آنها طبیعی باشد یا حتی افراد تشویق به این کار شوند، نمی توان انتظار داشت که در چنین سازمانی، این رفتارها کاهش یابد.

3-3-3-ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺣﺰﺑﻲ و ﮔﺮوﻫﻲ: منافع گروهی و حزبی اشاره به منافع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مشترک گروه‌های مختلف سازمانی دارد که برای کسب قدرت و سلطه در سازمان تلاش می‌کنند. معمولا در همه سازمان‌ها عده‌ای افراد وجود دارند که با یکدیگر هم فکر و هم عقیده‌اند که این فکر و عقیده ممکن است به لحاظ سیاسی یا موارد دیگری باشد. در چنین شرایطی معمولا افراد برای اینکه منافع گروهی‌شان به خطر نیفتد، سعی می‌کنند تا با شناسایی نقاط ضعف گروه‌های رقیب و بزرگ‌نمایی آنها برای مدیران رده بالاتر، سعی در حذف و از بین بردن رقیب نمایند.

3-3-4- ﺿﻌﻒ در آﻣﻮزش رﻓﺘﺎرﻫﺎي ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ  ﻣﻨﺎﺳﺐ: یکی از دلایلی که معمولا سبب می‌شود تا افراد در سازمان دست به رفتارهای ناشایست بزنند این است که در هنگام ورود به سازمان و مراحل اولیه، هیچ گونه آموزشی در مورد رفتارهای مناسب اخلاقی به آنها داده نمی‌شود. درواقع، افراد با همان طرز فکری که دارند، وارد سازمان شده و آموزشی نمی بینند که رفتارهای مناسب و درست سازمانی چیست و این افراد باید چگونه رفتار کنند.

3-3-5- ﻋﺪم وﺟﻮد ﻗﻮاﻧﻴﻦ و ﻣﻘﺮرات ﺑﺮاي  رﻋﺎﻳﺖ اﺻﻮل اﺧﻼﻗﻲ در ﺳﺎزﻣﺎن: علاوه بر عدم آموزش، نبود قوانین و مقرراتی که افراد را ملزم به رعایت اصول اخلاقی در سازمان کند، عاملی است که باعث می‌شود که افراد، بدون هیچ گونه ترسی، اقدام به غیبت و بدگویی از دیگران کنند؛ بدون اینکه کسی آن ها را بازخواست کند. در واقع، وجود قوانین و مقرارت سفت و سخت می‌تواند به نوعی عامل بازدارنده باشد تا افراد از گفتن مطالب غیرواقعی و ناحق در مورد همکاران پرهیز کنند. بنابراین، زمانی که سازمان به رعایت این اصول و اخلاق اهمیتی نمی‌دهد و قانون گذاران نیز جریمه‌ای برای عدم رعایت آنها درنظر نمی‌گیرند، نمی‌توان انتظار داشت که چنین رفتارهایی در سازمان از بین رفته یا وجود نداشته باشد.

3-3-6- اﻣﻨﻴﺖ ﺷﻐﻠﻲ پایین: امنیت شغلی بیانگر استخدام پایدار برای کارکنان یک سازمان است. به عبارت دیگر، امنیت شغلی و عدم امنیت شغلی به ارزیابی کارکنان از شرایط کنونی شغلشان در سازمان و درک آنان از آینده و پیشرفت مثبت یا منفی جایگاه شغلی در آینده اشاره دارد. زمانی که افراد احساس کنند که امنیت شغلی آنان به خطر افتاده است، سعی می‌کنند تا به هر شیوه‌ای که شده، آن را حفظ کنند. این گونه رفتارها معمولا زمانی که سازمان می‌خواهد تعدیل نیرو کند و برخی از کارکنان را اخراج کند، بیشتر است. چراکه در چنین شرایطی، افراد سعی می‌کنند تا با بد جلوه دادن همکاران نزد مدیر، شرایط اخراج آنها را فراهم کرده و خود در سازمان باقی بمانند.

3-3-7-ﻏﻨﻲ و ﭼﺎﻟﺸﻲﻧﺒﻮدن ﺷﻐﻞ: یکی دیگر از دلایل، عدم غنای شغلی و چالشی نبودن شغل، یا به عبارتی دیگر، وجود مدت زمان غیرمفید و فراغت قابل توجه در سازمان‌ها است. وجود زمان فراغت و بیکاری غیراستاندارد از طرفی، و سادگی و پیش پا افتادگی برخی از سمت‌های شغلی از طرف دیگر، باعث می‌شود که برخی از افراد، فرصت کافی برای نقشه‌ریزی علیه همکاران خود را داشته باشند. یعنی برخی از افراد از نظر فیزیکی، فکری و ذهنی، فرصت پرداختن به این مسائل حاشیه‌ای را پیدا می‌کنند. بالا بودن میزان ساعات مفید کاری و همچنین، بر عهده داشتن برخی از مسئولیت‌های سنگین و با اهمیت خود بازدارنده مهمی در برابر وقوع زیرآب‌زنی است؛ زیرا افراد فرصت پرداختن به مسائل دیگر را پیدا نمی‌کنند.

3-3-8- ارﺗﺒﺎط ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ و ﺿﻌﻴﻒ ﺑﻴﻦ ﻛﺎرﻛﻨﺎن ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ: وجود ارتباطات مناسب بین کارکنان که مبتنی بر اعتماد و رقابت سالم باشد، می‌تواند تا حدود زیادی مانع از بروز رفتارهای تخریب‌گونه علیه همکاران شود. در غیر این صورت، زمینه برای این گونه رفتارها در سازمان فراهم می‌شود.

3-3-9- اﺣﺴﺎس ﺑﻲﻋﺪاﻟﺘﻲ و ﻧﺎﺑﺮاﺑﺮی: عدالت سازمانی به معنای رفتارهای منصفانه و عادلانه سازمان با کارکنان است و بی‌عدالتی نقطه مقابل آن است. احساس بی‌عدالتی و نابرابری می‌تواند توجیهی مناسب برای افراد زیرآب‌زن فراهم آورد. زمانیکه فرد دریابد که نسبت داده‌ها به ستاده‌های او با افراد مشابه در سازمان یکی نیست، احساس بی‌عدالتی و نگرانی به وی دست می‌دهد. عدم تساوی حقوق می‌تواند شامل دریافت ستاده کمتر یا بیشتر در مقایسه با دیگران باشد؛ که در نتیجه، فرد درصدد جبران بر می‌آید. به عنوان مثال، اگر ستاده کمتری دریافت کرده، سعی می‌کند با کم‌کاری جبران کند. یا نسبت به افرادی که پاداش بیشتری دریافت کرده‌اند، حسادت ورزیده و از کمک کردن به آنها خودداری می‌کند.

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.

دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید

نام را بصورت صحیح وارد نمایید!
ایمیل را بصورت صحیح وارد نمایید!
متن نظر را وارد نمایید!