- دیالوگ به جای مونولوگ
تمام مزایا و نقاط قوت فرهنگ کوچینگ از دل یک ارتباط دو سویه یا دیالوگ به وجود میآید. اگر این گفتگو یکطرفه باشد چه از طرف مراجع، چه از طرف کوچ، خروجیهای مدنظر که رسیدن به آگاهی و ایجاد مسیرهای خلاقانه و تعهد برای برداشتن اقدام عملی از سوی مراجع است به دست نخواهد آمد.
- بازخورد به جای انتقاد یا تعارف
یکی دیگر از نقاط قوت فرهنگ کوچینگ، دادن بازخوردهای صادقانه و همدلانه بدون قضاوت است. بدون اظهارنظرهای کوچی که با تمام جان و دل خود میخواهد مراجع را به حرکت وا دارد و نقاط کور مراجع را به او یادآوری میکند، آگاهی جدیدی برای مراجع اتفاق نخواهد افتاد؛ بازخورد دادن ظرافت ویژهای را میطلبد زیرا که در غیر این صورت به شمشیری دو لبه بدل خواهد شد که آسیبهایش بیشتر از منفعتهایش خواهد بود.
- گوش شنوا و پرسش بهجای راهکار دادن
یکی دیگر از موثرترین رویکردهایی که کوچینگ در اختیار ما قرار میدهد، شنیدن آگاهانه طرف مقابل و پرسش کردن است. گوش شنوا و پرسشهای قدرتمند دو ابزار قدرتمند کوچینگ هستند که به ما فرصت درک کردن و درک شدن را میدهند و این یعنی «ارتباط مؤثر».
ضرورت و منافع کوچینگ سازمانی
- خلاقیت با کوچینگ: در فرآیند کوچینگ، کوچ (فرد راهنما) کارکنان را ترغیب میکند تا ایدههای جدید و راهکارهای جایگزین خود را با جدیت و اعتماد به نقس دنبال کنند. کوچ حرفه ای، همواره به دنبال نقطه نظرهای نو و متفاوت است. همچنین سعی میکند با طرح سوالات و تعیین اهداف، باعث تقویت خلاقیت افراد شود.
- تغییرات برای رشد سازمان را مدیریت میکند: یک کوچ حرفه ای میتواند به کارکنان شما کمک کند تا با استفاده از حداکثر پتانسیل خود، به نیازمندیها، فرصتها و چالشها به بهترین شکل ممکن برسند.
- توانایی ارتباطات را افزایش میدهد: بر اساس آمار منتشر شده، ۷۲ درصد از افراد شرکت کننده در فرآیند کوچینگ، شاهد توسعه تواناییهایشان در زمینه ارتباطات با دیگران بودهاند.
- باعث جذب و ماندن نیروهای با استعداد: بیشتر سازمانها یک چالش بزرگ برای پیدا کردن نیروی با استعداد و نگه داشتن آن دارند. کوچینگ به این چالش کمک میکند و این حس با ارزش بودن را به کارکنان القا میکند.
- کوچینگ و اعتدال کار و زندگی: شاید باور نکنید اما کارکنانی که زندگی تعدیل شدهای دارند، بسیار خوشحالتر از دیگران هستند. اگر یک کارمند خوشحال باشد کار با کیفیت تری هم انجام میدهد، چون یک کوچ با کارکنان برای کشف، شفاف سازی و تحقق اهدافشان همکاری و کمک میکند.
- رضایت از رشد بر اثر کوچینگ: اکثر سازمانها بعد از اجرای فرآیند کوچینگ رضایت 99 درصدی داشته اند و حتی برخی تمایل به تکرار فرآیند کوچینگ برای رشد بیشتر در سازمان را میخواستند.
- رشد بدون توجه به شرایط اقتصادی: به جرات میتوان گفت فرآیند کوچینگ سازمانی یک وسیله قوی برای افزایش کارایی و بهره وری، محصولات با کیفیت، تعهد بالای کارکنان و بهبود اعتماد به نفس آن ها، توانایی انجام کارهای گروهی و تشکیل تیم و به صورت کلی بیشتر مشکلات و چالشهای سازمان است.
- کوچینگ و نقشه نجات سازمانهای شکست خورده: در شرایط کنونی اقتصادی و مشکلات برخی سازمان ها، شرایط استرس زا و کاهش اعتماد به نفس کارکنان از جمله موانع جدیدی است که با کوچینگ سازمانی قابل حل و کنترل است.
تفاوت منتورینگ و کوچینگ
- منتور شخصی با تجربه موفق در یک عرصه است که به فردی دیگر که در همان عرصه با مشکلاتی مواجه شده است، تجربیات خود را منتقل میکند.
- کوچینگ بر روی اهداف مشخصی کار میکند، درحالیکه منتورینگ بر اساس توسعه فرد مراجعهکننده شکلگرفته و ممکن است انتقال تجربه در عرصههای مختلفی اتفاق بیفتد.
- کوچینگ بر روی زمان حال تمرکز کرده و قصد بهبود آن را دارد، درحالیکه منتورینگ بر روی آینده بهتر تمرکز میکند.
- کوچینگ اغلب با هدف مشخصی آغاز و با رسیدن به آن هدف پایان مییابد، اما منتورینگ معمولاً پایان مشخصی نداشته و ممکن است به مدت مدیدی ادامه یابد.
- کوچینگ برای بهبود عملکرد و مهارتهای فرد است اما منتورینگ برای توسعه مهارتهای فعلی فرد است.
- کوچینگ به میزان رسیدن فرد به اهداف مشخصشده قابل ارزیابی است، اما منتورینگ قابل ارزیابی و سنجش نیست.
تفاوت روانشناسی و مشاوره با کوچینگ
- مشاوره بر گذشته فرد و تمرکز کوچینگ بر وضعیت امروز فرد است.
- کوچینگ بر مبنای عمل و اقدام است و مشاوره بر مبنای کنار آمدن و پذیرفتن است.
- مشاوره برای حل مشکل توصیه مستقیم میکند اما کوچینگ هیچگونه توصیه مستقیمی به فرد نمیکند. در کوچینگ فرد به کمک کوچ راهحل را از درون خویش مییابد، اما مشاور راهحل را بهطور مستقیم ارائه میکند.
- کوچینگ به فرد کمک میکند تا استعدادهای خود را شناسایی و آنها را شکوفا کند، حال اینکه مشاور کمک میکند فرد آرامش خود را بازیابد.
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.
دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید